نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کیست بعد از فاطمه بانوی والا زینب است آنکه ما را جمع کرده دور مولا زینب است کیست آنکه ارث از مادربزرگش برده است آنکه او را چون خدیجه خواند، طاها زینب است احترامش بر همه واجب به دستور خداست کیست بانوی دو عالم بین زنها زینب است مریم و آسیه و هاجر کنیز درگَهش دختر انسیة الحوراست، حورا زینب است در رسالت از همه پیغمبران پیروزتر میتوان گفتا رسول آل زهرا زینب است زینت دوش نبی باشد حسین فاطمه زینت نام علی، محبوب بابا زینب است از جلال فاطمه چیزی ندارد کن یقین بیجمال، آیینۀ اُم ابیها زینب است چون حسن یکتاست در حُزن و بُکا و حلم و صبر با حسینش در مسیر عشق همتا زینب است کربلا از منظر دین قلب تاریخ است و بس ایستاده آنکه در دینش سراپا زینب است کوه صبرش گر بخوانم باز نامی نارساست حضرت اُم المصائب کَنزُ أسماء زینب است داستان راستان نینوایش خواندنی است راست قامتتر ز هر بانوی عظمی زینب است برده حتی حضرت ارباب بر سقا پناه آنکه داده آبرو حتی به سقا زینب است داغ هفتادُ دو تن دیدن ولی شاکر شدن آنکه کرده قتلگه را چون مصلیٰ زینب است این کرامت چیست او بار امامت میکِشد کیست آنکه مانده تا محشر مُعَما زینب است تازیانه خوردن و دَم بر نیاوردن ز چیست؟ آخر ایمان و مردی در دو دنیا زینب است روی نیزه در بر هجده سرِ از تن جدا آنکه میخواند بلا را جمله زیبا زینب است میکند کاخ ستم را زیر و رو با خطبهاش آنکه کرده خصم را رسوای رسوا زینب است چون به کوفه صوت حیدر شد بلند از حنجرش حاضران گفتن این مولاست اما زینب است از حرم تا قتلگه تا کوفه تا شام بلا آنکه هستِ خویش را دیده به یغما زینب است اَلعَجل یا رب از این صبر و بصیرت، این وفا استقامت میوۀ شیرین هر یا زینب است میشود قامت کمان اما نیوفتد پرچمش رهبر مردان، علمدار صبایا زینب است راستی مردان مرد اهل حریم زینبند کشتگانِ وصل را مسئول امضا زینب است هر پرستوی مهاجر را که دیدی سینه سرخ در حقیقت کشتۀ فرزند زهرا زینب است دشمنانش خواستند از غیظ تخریبش کنند باز آنکه ماند در تاریخ بر جا زینب است این همه دارد مقام و این همه دارد شرف بازهم عبد سراپا در مصلیٰ زینب است آخرین سوغات او از کربلا یک پیرُهن کشتۀ یک کهنه پیراهن به معنا زینب است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد