نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ما را خدا ز حاصل زینب درست کرد از خوردههایی از گِل زینب درست کرد دلواپس ادامهی راه حسین بود ما را خدا مقابل زینب درست کرد در پاسخ حسین که من اشک مؤمنم بنیاد گریه را دل زینب درست کرد خلّاق روزگار گِل هر چه گریهکن با اشکهای نازل زینب درست کرد عشّاق سرشکستهی بازار عشق را از چوبههای محمل زینب درست کرد هرگز کسی حقیقت او را ندیده است نوری عظیم حائل زینب درست کرد نور حسین شد همه جا بهر او حجاب مسطوره بود، عابدهی آل بوتراب ... وقت نماز بود که به حال قیام بود مانند کعبه جلوهی نورش تمام بود پنجاه و هفت سال ز هر کجا گذر نمود گرمِ طواف قامت او سه امام بود پای حسین زندگی خویش را گذاشت او در مسیر عاشقیاش مستدام بود جایی که احترام به او وحی نازل است در پیش او قیام نکردن حرام بود ... آیینهدار صبر خدا، دخت حیدر است زهرای روزگار، تجلّی کوثر است گویند در حدیث کساء نیست نام او زینب همان عبای یمانی دلبر است زینب خلاصهی همهی پنج تن شده شأن و مقام و مرتبهاش فوق باور است زینب غریب آمد و زینب غریب رفت آری! ظهور جلوهی او روز محشر است یک «یا حسین» گفت، سپاهی عقب کشید خاتون خانوادهی فتّاح خیبر است در کربلاست معجر او «مُحییَ الحسین» تنها گواه گفتهی من نعش اکبر است ما قائلیم یک تنه او یک سپاه بود دعوای عصر روز دهم پای معجر است این روزها که بیت علی ریخته به هم با دستهای کوچک خود یار مادر است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد