گلخانه‌ی خیرالنساء عطر و بو دادند

گلخانه‌ی خیرالنساء عطر و بو دادند

[ حاج منصور ارضی ]
گلخانه‌ی خیرالنساء را عطر و بو دادند 
وقتی گلی مانند زینب را به او دادند 

تلفیق زهرا و علی، امشب تولد یافت 
فخر امیر‌المومنین، زینب تولد یافت 

زینب نگو، حوریةُ انسیة الحوراست 
زینب همان سیب دو نیم حضرت زهراست

مادر نزاید تا قیامت، این چنین دختر 
عالم به زهرا نازد و زهرا به این دختر 

در جان خود دارد شمیم پنج تن قطعاً 
او دست و دلباز است مانند حسن قطعاً

روح دو پهلوی علمدار حنین است او 
بهتر بگویم قرة العین حسین است او 

در باطن خود نوری از جدش محمد داشت 
زینب یگانه‌ست، المثنایی نخواهد داشت

در جشن میلاد عقیله مثل من امشب 
نذر قدم‌هایش مکرر کف بزن امشب 

با جان و دل دار و ندارت را فدایش کن 
هرجا گره افتاد در کارت، صدایش کن

تبیین تو یعنی جهاد اکبر ای بانو 
جانم به این تحلیل فوق العاده یا زینب 

ای دختر مشکل گشا، 
مشکل گشایی کن در کارمان کلی گره افتاده یا زینب 

از ظلم بیزار است و قطعاً یار مظلوم است 
هرکس به آیین شما دلداده یا زینب 

عمری به راه راست دعوت کرده‌ای ما را 
با فعل و تقریرت هدایت کرده‌ای ما را 

از صبر مفتاح الفرج، در گوشمان خواندی  
دعوت به صبر و استقامت کرده‌ای ما را 

از اجر جانبازی برای حفظ دین گفتی 
هر روز مشتاق شهادت کرده‌ای ما را

منزل به منزل رفتی از حق ولی گفتی
اینگونه سرباز ولایت کرده‌ای ما را

ولله لاتنهوی تو ما را مسمم کرد 
حرف دلم را باز تکرار خواهم کرد 

نقش لبای ما بجز الله اکبر نیست 
مانند زینب هیچ کس مغنیه پرور نیست 

از جمع بسیار مجاهدهای لبنانی 
تا زاهدی، سید رضی، قاسم سلیمانی

تسبیح شیعه ما رأیت الا جمیلا بود 
آیین زینب راه و رسم لشکر ما بود 

پیچیده است آوازه‌ی ایمان نثرالله 
قربان خاک زینبیه جان نثرالله 

سید که خار چشم دشمن‌های غاصب بود 
شاگرد درس مکتب ام المصائب بود 

سید اشداء علی الکفار را فهمید 
آموزه‌های حیدر کرار را فهمید

نظرات