نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دستی میان زندگیام سایه گستر است این دست، دستِ مادریِ دخت کوثر است مهر و محبتش ز ازل دادهاَم خدا این مهر با محبت ارباب یکسر است او باب رحمت است به عشّاقِ اهلبیت در آسمانِ قافلهی عشق، اختر است نور علی و فاطمه شد حاصلش چنین : زینب گلی ز گلشنِ بابا و مادر است آن بانویی که عالمهی بیمعلمه ست شاگردِ حق، عقیلهی آل پیمبر است چون او زنی در عالم خلقت نیامده والله مثل شیر خدا مرد پرور است بارِ ولای آل علی روی دوش او یعنی که با امام زمانش برابر است از انبیاء یکسره، تا جمع اولیاء مدیونِ زینبند که او دادگستر است هر چند مجتبی ست برادر بزرگ او اما حسن رهینِ مددهای خواهر است عباس اگر امیدِ حرم بود، بیگمان امّید او به زینب کبرای اطهر است مبعوث شد چنین به رسالت به کربلا بعد از حسین، واقعه را او پیمبر است تنها نه او امید دل پنج تن، که خود در کربلا امید دل شش برادر است اصلاً بدون حضرت او کربلا نبود با او فقط قیام برادر میسر است شاهی که سی هزار حریفش نمیشوند علت همین که زینب او چند لشکر است زینب زنی که اهلِ امامت به ماسواست یعنی که در ولایتِ عظمی چو حیدر است تنها علی ندیده نَود زخم، در اُحد زینب میان معرکه مولای دیگر است بانوی بانوان دو عالم که فاطمه ست فرمود: زینب آیتِ عظمای محشر است از کودکی است واله و سرگشتهی حسین دنبالهی حسین در عالم، سراسر است تا چشم او بروی برادر فتاد، گفت: ای اشنا، فدای تو جانم، مکرر است جبریل نامِ نامیِ او را ز سوی حق آورد و گفت: بانیِ این نام داور است زینب نه زِینِ اَب، که به تاکید جدّ خود تاجِ سر تمام عوالم مقدّر است از احترام واجب او گفته مصطفی سِرِ خدا چو فاطمه، این ناز دختر است همتای بی بدیل حسین است زینبم آئینه ی تمام نمای برادر است زینب فقط، برادر خود را نه خواهر است والله بر برادر خود عینِ مادر است اکسیر اعظم است نگاه مبارکش یعنی اسیر خصم نه، مجذوب رهبر است در زیر کعب نی، به قیامش ادامه داد هرگز نگفت قلبم از این غم مکدّر است در راه حق، اسارت و زندان به نزد او زیباییِ تمام، عجب عشقِ باور است! وقتی که دست، زیر تن پاره پاره بُرد گفت این قلیل، هدیه ی ما نزد داور است ناقه سوارِ کوفه و شام، آخرِ حیاست خود الگوی حجاب، ولی پاره معجر است یک ذره زیرِ کوهِ بلا، کم نیاوَرَد از بس که او مقاوم و از بس دلاور است شد قهرمانِ صبر به اوج اسیریاَش یعنی اسارتش به شهادت برابر است تسلیم در برابرِ امرِ خدای خویش در مکتبش، رضای خدا درسِ آخر است در بندگی تک است مقام اطاعتش چون مادرش کنیزِ خداوند اکبر است حتی به او دعای فرج میشود مُجاب یعنی برای منتقمِ خویش یاور است امر فرج، به موی پریشانِ زینب است رمز ظهور، شامِ غریبانِ زینب است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد