نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چشمام، تاره حالم، زاره همه می گن كه این یتیمه، بابا نداره دیدی چی شد، منو رو خاكا كشیدن دیدی چی شد، سرِ بابامو بریدن من الذی ایتمنی رنگم، زرده دستام، سرده خدا می دونه كه وجودم، سراپا درده دیدی چی شد، غریبی مون، بی حسابه دیدی چی شد، جای ما بزمِ شرابه دیدی چی شد، می میرم كنج خرابه من الذی ایتمنی اشكام، جاری كارم، زاری آخه چرا عموم نیومد، برای یاری دیدی چی شد، تا پایِ مرگم نشستند دیدی چی شد، همه ی دستا رو بستند دیدی چی شد، سرِ زینب رو شكستند من الذی ایتمنی ذكرم، تكبیر این بود، تقدیر كفن من پیرهن سیامه، با غل و زنجیر دیدی چی شد، این چه رسمِ روزگاره دیدی چی شد، گلِ زخمام بی شماره دیدی چی شد، روسریم شد پاره پاره من الذی ایتمنی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد