نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

روضهها تا که مکشوفه شد تا عمه وارد کوفه شد، (گفتم الان میاد)۲ وقتی منو میزد حرمله یا شبی که موندم از قافله، (گفتم الان میاد)۲ نیومدی نیومدی، اومدی با سر اومدی نیومدی نیومدی، نفس آخر اومدی ۲ غم میشه تازه، حالا که اومدی بمون تشییع جنازه من رفتنیام، بگو عموم بیاد برام تابوت بسازه بابا حسين جان ******* هیچ کی نبوده به جای من رفت روی مغیلان پای من، (گفتم الان میاد)۲ نازمو تازیانه خرید اون پیرزنه موهامو کشید، (گفتم الان میاد)۲ نیومدی نیومدی، چه نامرتب اومدی روزا رو خوب نمیبینم، گذاشتی شب اومدی درد یتیمی نمیدونی خیلی شباش سرده یتیمی موهام سفید نیست نشسته روی سر من گرد یتیمی بابا حسين جان … __ ام کلثوم تو بازار شام با شمر وقتی شد همکلام، (گفتم الان میاد)۲ پامون به دروازه که رسید وای بعدشم مجلس یزید، (گفتم الان میاد)۲ نیومدی نیومدی، مجلس کافر اومدی رباب و که دیدی چرا، با علی اصغر اومدی؟ دل پر خونه رقیه باید تو خرابه ها بمونه گفتم سکینه سلاممو به علی اکبر برسونه بابا حسين جان …
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد