بابا کِی میای پیشم
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید1.5K
بابا کِی میای پیشم دارم جون به سر میشم عمه میگه، رفتی سفر اما آخه، چه بی خبر لا اقل بیا، منم ببر خداحافظی نکردی با، من اگه تویِ کربلا ولی هنوز دیر نشده، منو ببر رو نیزه ها بابا حسین بابا حسین4 بسکه، میسوزه پاهام سخته، تا که راه بیام جون می کُنم، تو سلسله سر می کنم، با آبله جا میمونم، از قافله صورتِ من کوچیک تره، به خدا از حدّ یه مشت ولی نبودی ببینی، منو زدند به قصدِ کُشت بابا حسین بابا حسین4 دائم، می کشم عذاب از این، زخمایِ طناب من که هنوز، سه سالمه غصه دارم، یه عالمه پیری حالا، وبالمه نه کمرم، بالا میاد، نه نفسی، مونده برام نه دیگه چشمام می بینه نه دیگه میشنوه گوشام بابا حسین بابا حسین4