نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چشمام اگه میبینی کبوده زیر سرِ بازار یهوده امون از آزارش، طناب به دست شدیم گرفتارش امون از آزارش، خراب بمونه شام و بازارش من نازپرورده بودم عذاب ندیده بودم عمّه میگفت: تا حالا شراب ندیده بودم سر رو توی بغل رباب ندیده بودم غم دیدی از نعل تازه غمها دیدم از دروازه بی تو بودن خیلی شد حس پیرم کردن مجلس مجلس اومد سرت اما دیگه دیره اومد بابا دختر داره میره عمرم چه کوتاهه، این بغضِ یه جاموندهی راهه عمرم چه کوتاهه، کجام شبیه دختر شاهه؟ کاش میشد جای تو من تو صحرا مُرده بودم حسرت داشتنتو به گِل نبُرده بودم پهلوهام تیر میکِشه لگد نخورده بودم چارهم بودی من چارهم رفت گوشم موند و گوشوارهم رفت از تو هم سر هم پیکر رفت انگشتت با انگشتر رفت مَنِ الَّذی اَیتَمَنی بابا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد