
پاشو از روی خاک علمدارم گره افتاده بعد تو کارم روی خاک علقمه میشینم سرمو رو دست تو میذارم نرو عباسم بیپناه میشم بیتو من تو کربوبلا بیسپاه میشم نرو دلدارم، ای علمدارم منو با رفتنت نکن دیگه بیچارهم (یا ابوفاضل علمدارم) علم افتاده رو زمین عباس توی خیمه قیامت و غوغاس پاشو فکری به حال زینب کن توی این کوفه خواهرم تنهاس با غمت عباس کمرم تا شد به حسینت نگاه بکن دیگه تنها شد به غریبیمون همه میخندن پا نشی دست و پای زینب و میبندن (یا ابوفاضل علمدارم) میزنه رفتنِ تو آتیشم چه غریبونه رفتی از پیشم با نبود تو ای علمدارم دیگه راهی قتلگاه میشم میره رو نیزه سرمون داداش از روی نیزهها مراقب زینب باش میشه بعد از این حرمم غارت زن و بچهم رو میزنن همه با نیت (یا ابوفاضل علمدارم)