
اَبَاالخصائل یا عباس، قمر شمائل یا عباس ذکرِ لبِ رقیهایها یا ابوفاضل یا عباس معرکه در دستان قمر حیدر بوده از بچگی صفشکنِ حیدر لشکری مات جنگیدن عباسه بَه چه طوفان کرده شیرِ نرِ حیدر قلندر دوران، یکتنه خوش گردان بس که جنم داره پا میذاره تو میدان شروع نکرده جنگ میرسونه پایان یا ابوفاضل... **** ابوالفضائل یا عباس، ماه قبائل یا عباس دست گرهگشا داره، پناه سائل یا عباس آسمان تکیه زده به علم عباس میکند معجزه خاکِ قدمِ عباس چشم امید رقیه به عمو جانه همه دلگرمیِ اهلِ حرمه عباس فراتر از توصیف، غیر قابل تعریف تو یک کلام حیدر با یک درجه تخفیف مطیع امر ما موقع تکلیف یا ابوفاضل...