وصیت مادرمون بود
محمدحسین پویانفرپسندیدن5
بازدید3K
وصیت مادرمون بود نیمه شبا یه ظرف آب پیشت بذارم افتاده بودی توی گودال حتی نشد یه ذره آب برات بیارم *** وصیت مادرمون بود موقع رفتنت ببوسم زیر گلوتو اومدم و دیدم تو گودال نشسته رو سینه ی پاکت گرفته موتو *** اشک دو چشمامو ندیدن سرت رو از قفا بریدن با کهنه خنجر عقده شده توی دل من یه قطره آب بهت ندادن بمیره خواهر *** نشد تو رو بغل بگیرم تو قتلگاه برات بمیرم غریب مادر نشد کفن کنم تنت رو اون پاره پاره بدنت رو عزیز خواهر *** پیروهنی که مادرم داد شد پاره پاره به تن تو برادر من گرگای وحشی بیابون کشیدنت به خاک و در خون برابر من *** عبای پیغمبر و بردن انگشت و انگشتر و بردن اون نانجیبا گوشواره و معجر و بردن النگوی خواهر و بردن عزیز زهرا ***