نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(غریبِ گودالی، یارالی یارالی یارالی) ۲ (تشنه و بیحالی، یارالی یارالی یارالی) ۲ زیرِ سُمِ اسبها، یارالی یارالی یارالی (زخمی و پامالی، یارالی یارالی یارالی) ۲ چیزی نموند از بدنت، با همه چی میزدنت تنها توی یک گُله جا، غریب گیر آوردنت... غریب گیر آوردنت به قتلگاه کشوندنت، جلو چشمای مادرت سیلی زدن به خواهرت، سیلی زدن به دخترت غریب گیر آوردنت... حسینجان به یادِ لبت یک شَب هم خوابِ راحت نداشتم کنارِ سرت کاسهی آب گذاشتم، واویلا به صحرا سپردم که با خاک بپوشونه داداش تَنِت رو اِلهی میمردم نمیدیدم انگشترت رو، واویلا به آتش کشیدن حَرَم رو، یامظلوم نبودی شکستن سَرَم رو، یامظلوم رَأسِ تو میرود، بالای نِیزهها من زار میزنم، درپای نِیزهها آه اِی ستارهی، دنبالهدارِ من زخمی ترین سرِ، نِیزهسوارِ من با گریه آمدم، اَطرافِ قتلگاه گفتی که خواهرم، برگرد خیمهگاه حسین، حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد