نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وَجَناتت همه عشق است سَکَناتت همه عشق است حرکاتت همه عشق است شدهام مستِ سَبویت علی علی علی حیدرِ حسین... حیدر کربلا علی علی... ماهم فتاده بر خاک با جسم پاره پاره ای اشکها بریزید از دیده چون ستاره جز من که هم چو خورشید افروختم در این دشت کی پاره پاره دیده اندام ماهپاره ماهم فتاده بر خاک با جسم پاره پاره ای اشکها بریزید از دیده چون ستاره وَجَناتت همه عشق است سَکَناتت همه عشق است حرکاتت همه عشق است شدهام مستِ سَبویت ماهم فتاده بر خاک دیدم که خصمِ ناپاک با تیغ زخم میزد بر زخم او دوباره وقتی لبت مَکیدم آه از جگر کشیدم جای نفس برون ریخت از سینهام شَراره وَجَناتت همه عشق است سَکَناتت همه عشق است حرکاتت همه عشق است شدهام مستِ سَبویت حیدر کربلا علی علی... ای جانِ رفته از دست بگشا دو دیده از هم جانی بده به بابا حتی به یک اشاره وقتی لبت مکیدم آه از جگر کشیدم جای نفس برون ریخت از سینهام شراره وَجَناتت همه عشق است سَکَناتت همه عشق است حرکاتت همه عشق است شدهام مستِ سَبویت حیدر کربلا علی علی... دشمن چنین پسندد اِستاده و بخندد فرزند دیده بندد، بابا کند نظاره جسم عزیزِ جانم چون دامنِ زِرِه شد از زخمِ هر پیاده از تیغِ هر سواره وَجَناتت همه عشق است سَکَناتت همه عشق است حرکاتت همه عشق است شدهام مستِ سَبویت حیدر کربلا علی علی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد