نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غصه تو دلم ریختی با لبهات خیمه رو بهم ریختی با اشكات چشم آسمون خونه برا تو عالم و بهم ریختی با چشمات دیدم كه بی صدایی دیدم روی نیزه هایی چشات خمار خوابه عزیزكم لالایی من دارم میمیرم تو رو میبینم سرت رو نیزه پر از خونه من دارم میمیرم تو رو میبینم موهای خونیت پریشونه ------- داغ تو دیگه درمون نداره روح و از تنم بیرون میاره آسمون پر از ابر شه چه فایده هر روزم اگه بارون بباره ما زیر تیغ آفتاب تو سایه بون مایی مادر فدای سایت عزیزكم لالایی ای،پرستوی من،بسوزه دستی كه از خواب ناز بیدارت كرد ای،پرستوی من،بسوزه دستی كه با بی رحمی شكارت كرد -------- غنچه ای كه روی خاك شكفتی از رو نیزه ها هر بار میافتی چشم تو به من خیره ست یه جوری ناله ی من و انگار شنفتی وای،من و تنهایی،تو اون بالایی كسی حالم رو نمی فهمه وای من و تنهایی،تو اون بالایی خدا یا دنیا چه بی رحمه من این پایین رو خاكم،تو اون بالابالایی ستاره ها رو بشمار ،عزیزكم لالایی ------- خدایا میبینی دارم میمیرم خدایا پریشونم سرگردون خدایا شده اگه حتی بی سر علیم و به من برگردون نور چشماتو ازم نگیر جونم خواستی ازم بگیر راهیه میدون شدی برو دست بابات و محكم بگیر پیرم كردیمیری و میدونم نمیشه بی تو بمونم تا برگردی تو حرم میمونم هی قل هو الله میخونم خدایا چه سر و صدایی اومد خدایا چه خبره توی میدون خدایا دیگه دارم از حال میرم علیم و به من برگردون
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد