نوری زِ مشرق ابدیت بلند شد

نوری زِ مشرق ابدیت بلند شد

[ محمدحسین حدادیان ]
نوری زِ مشرق ابدیّت، بلند شد
طوفان بی‌امان حقیقت، بلند شد

دنبال خاک بود خدا، روز خلقتش
برخاست شخص حیدر و تربت بلند شد

کعبه، جوابگوی علی‌دوست‌ها نبود
ایوان‌طلای مرقدِ حضرت، بلند شد

حَظّی میان هروله‌هامان نداشتیم
ذکرِ علی زِ گوشه‌ی هیئت، بلند شد

وقتی که دَر به دست علی کَنده شد زِ جا
فریاد هر چه قلعه، به حیرت بلند شد

تا مرتضی گره به دو اَبروی خود کشید
در گردنِ بشر، رگِ غیرت بلند شد

گفتی امیدتان، همه گفتیم فاطمه
مادر همیشه وقت شفاعت، بلند شد

این خاک، شیعه‌خانه‌ی ذُریّه‌ی علیست
ایران همیشه پای ولایت بلند شد

ما را گدای نیمه‌ی‌شعبان خویش کرد
عطری که دورِ سفره‌ی غیبت بلند شد

لب‌تشنگانِ چشمه‌ی جانیم تا ابد
ما نان‌خور امام زمانیم تا ابد

پربازدید ترین شعر مدح محمدحسین حدادیان محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

پربازدید ترین شعر مدح محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین محمدحسین حدادیان

نظرات