نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

امیر الحق امیر العشق امیرالمومنینی تو خدایی یا بشر حیدر، نه آنی تو نه اینی تو زبان شاعرانت میشوم میپرسم از خالق چگونه آفریدت کین چنین شورآفرینی تو گواهی میدهد خاتم که خاتم بخش اشاقی علی یا ایها اساقی سخاوت را نگینی تو من از میلاد تو در کعبه از معراج دانستم علی آسمان ها اوست اعلی زمینی تو تو فاروقی تو فرقانی تو میثاقی تو میزانی صراط المستقیمی تو امام المتقینی تو قسیم و نار و الجنة امیر هیبت و غیرت امانی تو امینی تو علی حسن حسینی تو نه تنها من نه تنها تو نه تنها آن که دین دارد که عالم هرجه دار از امیر المومنین دار بگو بگو در چنته خود هرچه دارد رو کند اما مگر دنیا چه خیری جز علی در آستین دارد بگو موسی، بگو عیسی، بگو آدم، بگو خاتم که هرچه انبیا دارند امام المتقین دارد خودش گفته است مخلوق است اگر نه باورم این بود که اوصافی شبیه ذات رب العالمین دارد ید الله، لسان الله، عین الله، وجه الله کدام انسان در این دنیا صفات این چنین دارد بخوان بخوان آیاتی از نهج البلاغه کاملا پیداست که او هم یک کلام الله اعجاز آفرین دارد زمانی که همه قوم به پیغمبر شک کردند فقط حیدر یقین دارد خدا را شکر حیدر هست عید الله اکبر هست پیمبر خاطرش تخت است از اینکه جانشین دارد بگو با یار و با اغیار غیر از حیدر کرار ردای جانشینی را نه این دارد نه آن دارد حکومت بر شما کمتر از آب بینی بز بود زمانی که علی اشراف بر عرش برین دارد تمام کهکشان میچرخد آری روی انگشتش که هرچه خواهی انگشتر برای سائلین دارد چه حاجت دارد این مولا به انگشتر زمانی که رکاب عرش از یاقوت چشمانش نگین دارد از اشک چشم اویک قطره بر خاک نجف افتاد از آن اشک است آری هر چه در این سرزمین دارد به سوی جانمازش میرود سلانه سلانه شبی در عرش از تسبیح افتاد یک دانه ازآن بهشت آغاز شد ریحانه ریحانه خدا بی شک برای شیعیان در جنت الاعلی از انگور ضریحش خوشه خوشه دست چین دارد خدا را شکر هم کف برایش هست در عالم علی خیر البشر خیرالنسا عالم این دارد بگو تا سوره کوثر بخواند تازه میفهمی چقدر این قاری قران صدای دلنشین دارد درست از لحظهای که آسمان روی زمین افتاد علی چشمی پر از خون دلی اندوهگین دارد اگر چه هیچ کس زهرای مرضیه نبود اما خدا را شکر بعد از فاطمه ام البنین دارد اگر پشت و پناهی نیست راهی هست چاهی هست اگر در چاه ماهی نیست ماهی بر جبین دارد بر جبین آری همان پیشانی بر سجده افتاده که جای بوسهای از حضرت روح الامین دارد همان پیشانی فزت و رب الکعبه در مسجد کزان شق القمر محراب برهانی مبین دارد و در کرببلا پیشانی غرقه به خون از سنگ که آن آینه افاده بر روی همان پیشانی گودال و شمر و زبانم لال و زینب و رفت از حال چه حالی بعد از این دارد همان پیشانی چین خوردع ماه عالم تاب میان روضه خوانی های زین العابدین دارد پیره سالی دید در شام خراب بر فراز نی ز راس آفتاب از یکی پرسید این سر ازآن کیست گفت این راس حسین ابن علی است آن جنایت پیشه باخ شم زد بر آن سنگی از بالای بام آن سر آن آینه حق الیقین اوفتاد از روی نیزه بر زمین یک نفر بر نیزه دار انعام داد رحمت الله واسه نظری من حرم لازمم تو خبری تموم زندگیم حسینه دلم تو بین الحرمینه اگر گناه من زیاده خدا به من حسین رو داده از ما که گذشتم من با غمم همینه الهی هیچ کس داغ حرمت نبینه قدم قددم میگم ای دل ای دل حرم حرم ای دل ای دل امان امان ای دل ای دل
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد