پادشاهی که کنیزش خاک را زر می‌کند

پادشاهی که کنیزش خاک را زر می‌کند

[ محمدحسین حدادیان ]
پادشاهی که کنیزش خاک را زر می‌کند
رزق این حداقل را حداکثر می‌کند

خضرِ پیغمبر نشسته گوشه‌ای و سال‌ها
روز و شب در مدح مولا شعر از بر می‌کند

راه مسجد بسته شد بر دیگران چون که خدا
هر عبادت را قبول از راه حیدر می‌کند

می‌رود با اسب چوبی در جهنّم هر کسی
صحبت از غیر علی بالای منبر می‌کند

احتیاطاً یا علی را با وضو گفتیم چون
واجب شرعی‌ست کاری که پیمبر می‌کند

غالباً هم کارهای پیش پا افتاده را
در نبود مرد صاحب‌خانه نوکر می‌کند

روزهایی که علی مشغول صحبت با خداست
معجزاتش را به اذن الله قنبر می‌کند

از مقامش گفتم و در گوش دشمن‌ها نرفت
نطفه‌ی ناپاک گاهاً گوش را کر می‌کند

کافران را شیوه جنگیدنش مجبور به
اختیاری گفتنِ الله‌اکبر می‌‌کند

گوشه‌ای از مسجد کوفه سحر قبل از نماز
می‌نشیند رزق عالم را مقرّر می‌کند

حرف خود را می‌زنم راحت به زوّار نجف
حرف یک دیوانه را دیوانه باور می‌کند

آنقدَر که مزّه دارد دور این گنبد طواف
جبرئیل این‌جا خودش را شکل کفتر می‌کند

خوردنِ چای عراقی با دِهینی از نجف
خستگی را از تن هر نوکری در می‌کند

از علی تا عرش می‌گویند جانم روی چشم
بین خانه فاطمه وقتی که لب تر می‌کند
****
آخر ای مولا تو را با جنگ‌هایت بنگریم 
یا به آن بچه یتیم شهر، کولی دادنت

آن مدالی که غدیر انداختی را بنگریم 
یا طنابی که می‌افتد دور دست و گردنت

آنقدَر طولی نینجامد تو را لبخندها 
زود می‌آید زمان وای زهرا گفتنت

همسرت را پیش چشمان تو آتش می‌زنند
شعله‌ى کین را می‌افروزند روی گلشنت

پربازدید ترین شعر مدح محمدحسین حدادیان محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

پربازدید ترین شعر مدح محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امیرالمؤمنین (ع)

محبوب ترین محمدحسین حدادیان

نظرات