
شعر چشمان تو از هر چه غزل میریزد و از پِیَت "حَیِّ عَلیٰ خَیرِ عمل" میریزد چند صد بار زمین حدّاقل میریزد وقتی از گوشهی لبهات عسل میریزد پشتبند عسلت طعم شِکر میآید نام حیدر به تو مولا چقدَر میآید باز در معرکه غوغا شده، ماشاءالله بند از قلب همه وا شده، ماشاءالله پشتِ دشمن چقدَر تا شده، ماشاءالله علی از دور هویدا شده، ماشاءالله "ها عَلیٌّ بَشَرٌ کَیفَ بَشَر" میآید نام حیدر به تو مولا چقدَر میآید اسداللّهی و شمشیر نمیخواهی که زره و جوشن و زنجیر نمیخواهی که فاتحی، اینهمه تکبیر نمیخواهی که وقتِ هوهوی تو شمشیرِ دوسَر میآید نام حیدر به تو مولا چقدَر میآید سیزده روز شده حسّ تکلّم دارم گشتهای ساقی و من مِیلِ تبسّم دارم چهارده قرن سَری گرم از آن خُم دارم پدر خاک شدی، شوقِ تیمّم دارم این چه سِرّیست ثمر در ثمرت میآید نام حیدر به تو مولا چقدَر میآید ***** پدر خاک کجایی؟ پسرت خاک نشد مادر آب کجایی؟ پسرت آب نخورد