
می برن تو رو با دست بسته یه چشمت خون یکی گریون میشه وقتی که یاد علی می افتی برا تو دنیا یه زندون میشه نمیذاره یه لحظه آقا رو دوشت یه عبا ببری لا اقل توی این دل شب با خودت یه عصا ببری رفتی توی کوچه ها ولی پا برهنه با حال خراب نیمه شب تو رو می برنت دست بسته مجلس شراب وای آقام آقام غریب آقام *** روضه ها تداعی میشه واست یاد غصه های حیدر بودی بوی دود وقتی پیچید تو خونت تو ذهنت یاد یه مادر بودی تو خودت میدونی که اینا رآه ظلم و چقدر بلدن هر چی شد ولی دیگه آقا خانومت رو جلوت نزدن روضه خوندی بین کوچه ها رو زمین علی رو کشیدن واسه فاطمه گریه میکرد بین گریه هاش میخندیدن وای آقام آقام غریب آقام *** اشک تو برا خودت نیست آقا میگفتی تو لحظه های اخر به جای گریه و زاری واسم بخونین حسین غریب مادر داری زانو بغل میگیری یاد روضه و آه حرم یاد لحظه اخری که دیگه میره پناه حرم حمله ور شدن همگیشون سمت بچه ها و خیمه ها غارتی به پا شده برا زیور زنا و دخترا وای آقام آقام غریب آقام ***