نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در که شعله میکشه، یاد یاس پَرپَرم پشت در یادم میاد روضههای مادرم روی در که جای پای لشکر افتاد اِنقده زدن با لگد که در روی مادر افتاد وقتی جدّ ما رو با طناب میبردن توی کوچه به قطرههای خون، چشم حیدر افتاد نالههای مادرم تا همیشه توی گوش منه انگاری داره هنوز تو کوچه نفس نفس میزنه وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم در که شعله میکشه یاد یاس پَرپَرم پشت در یادم میاد روضههای مادرم روی در که جای پای لشکر افتاد اِنقده زدن با لگد که در روی مادر افتاد وقتی جدّ ما رو با طناب میبردن توی کوچه به قطرههای خون، چشم حیدر افتاد نالههای مادرم تا همیشه توی گوش منه انگاری داره هنوز تو کوچه نفس نفس میزنه وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم خاطرات تلخیه خاطرات کوچهها باز حکایت غم و غصههای مرتضی یک نفر نگفت که بسّه مردمآزار حرمت موهای سفیدشو لااقل نگهدار کار روزگارو ای خدا ببین که دوره کردن این پیرمردو بازم دوباره اشراف مگه بار اوله که تو کوچه پشتِپا میزنن مگه بار اوله امامو به اسم صدا میزنن نالههای مادرم تا همیشه توی گوش منه انگاری داره هنوز تو کوچه نفس نفس میزنه وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم، وای مادرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد