
ای غریب امام صادق دست به دست هم میدیم آقا گنبد طلاتو میسازیم دستهی عزاداری آخر تو بقیع برات راه میندازیم با اینکه من نالایقم امّا یه عمره عاشقم مدیون قالالصّادقم بیحرم شدی واویلا روضه دارتم این شبها گریه میکنم بر جدّت یا مُروجالعاشورا وای غریب آقام غریب آقام وای غریب آقام غریب آقام ماجرای کوچه شد تکرار باز دوباره آتیش و هیزم ارث مادریته اشک و غم خونتو سوزوندن این مردم شد زندگی واست عزا با نالههای بیجواب رو دستته بند طناب میکشوندنت نیمهشب کوچه کوچه پشت مرکب وقتی که زمین میخوردی ناله میزدی یا زینب وای غریب آقام غریب آقام وای غریب آقام غریب آقام تشنهای تو از زهر کینه رو به قبلهای و بیحالی دست و پا زدی بین بستر یاد کربلا و گودالی شمشیر گرفتن رو سرت کی؟ پیش چشم خواهرت رفت خنجری رو حنجرت خونهی تو سوخت ای آقا مثل خیمههای عاشورا پیرهن تو کِی غارت شد ؟ کِی سر تو رفت رو نیها ؟ وای غریب آقام غریب آقام وای غریب آقام غریب آقام