نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من که از عشق علی چون شمع شیدا سوختم صاحب جنت منم اما در اینجا سوختم سوختم تا یک سر مویی نسوزد از علی تا بماند رهبرم من بیمهابا سوختم بیگنه بودم ولی در آتشم انداختند محسنم شد کشته نالیدم که بابا سوختم زینبم میدید آتش زائر رویم شده از پریشانی او در بین اعدا سوختم صورت آتش گرفته تا ز سیلی شد کبود شکر کردم، بهر حفظ جان مولا سوختم مثل چشم مجتبی مسمار یا رب سرخ بود من نمیگویم چه شد تنهای تنها سوختم هرکه نان از سفرهی ما برده بود استاده بود بس که نامردی بود در این تماشا سوختم سوختم تا شعلهی عشقت بماند جاودان پای تا سر یاعلی با این تمنا سوختم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد