نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تنها چرا نشسته مگر گریه میکند چون شمع شعلهور به نظر گریه میکند از مردم مدینه شنیدم که روزها میآید و ز داغ پسر گریه میکند بالای چهار صورت قبری که ساخته با دیدهی سرخ جگر گریه میکند با ذکر جان گداز حسینم غریب بود دائم زند به سینه و سر گریه میکند از سوز روضه خواندن این مادر شریف هر عابری میان گذر گریه میکند گاهی دلش برای علی تنگ میشود گاهی برای روضهی دَر گریه میکند **** میزد مرا مغیره و یک تن به او نگفت زن را کسی مقابل شوهر نمیزند یا زهرا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد