تنها چرا نشسته مگر گریه میکند
میثم مطیعیپسندیدن50
بازدید30.6K
تنها چرا نشسته مگر گریه میکند چون شمع شعلهور به نظر گریه میکند از مردم مدینه شنیدم که روزها میآید و ز داغ پسر گریه میکند بالای چهار صورت قبری که ساخته با دیدهی سرخ جگر گریه میکند با ذکر جان گداز حسینم غریب بود دائم زند به سینه و سر گریه میکند از سوز روضه خواندن این مادر شریف هر عابری میان گذر گریه میکند گاهی دلش برای علی تنگ میشود گاهی برای روضهی دَر گریه میکند **** میزد مرا مغیره و یک تن به او نگفت زن را کسی مقابل شوهر نمیزند یا زهرا