تصویر میثم مطیعی - سر میگذارد آسمان بر آستانت

سر میگذارد آسمان بر آستانت

[ میثم مطیعی ]
سر می‌گذارد آسمان بر آستانت
غرقیم در دریای لطف بی‌کرانت

محبوب‌تر از هر کسی نزد رسولی
آغوش او همواره می‌شد میزبانت

چون مادری دلسوز، مرهم می‌نشاندی
بر زخم او با دست‌های مهربانت

نور پدر وقتی که شد خاموش دیگر
تاریک شد، تاریکِ تاریک آسمانت

حق علی را غصب کردند و پس از آن
انداختند آتش به جان آشیانت

می‌سوختی در شعله‌های کینه‌هاشان
آه از دلت آه از دل آتشفشانت

با دست‌های بسته حیدر را که بردند
با چشم خود انگار دیدی رفت جانت

پشت سر حیدر خودت را می‌کشاندی
آه از تن مجروح و از اشک روانت

هجده بهار از عمر تو تنها گذشت آه
ناگاه دیدی می‌رسد فصل خزانت

پیچید در خانه برای آخرین بار
بوی تنور داغ و بوی عطر نانت

بانو تو حتی بعد از این‌که پر کشیدی
بودی به فکر کودکان نیمه جانت

بند کفن وا شد تو با مهری فراوان
آغوش وا کردی به روی کودکانت

آن کودکانی که پس از تو رنج دیدند
ای‌کاش پایان داشت اینجا داستانت

یا لااقل بانو نمی‌رفتی تو ای‌کاش
آن‌روز در گودال با قد کمانت

دیدی حسینت را که تنها و غریب است
دیدی که غرق خون شده اینک جوانت

با گریه گفتی که بنیَّ عالمی سوخت
دادند وقتی بی کفن او را نشانت
( به روی شانه‌ی لرزان مردم یک به یک رفتند
خدا از شانه‌ی مردم نگیرد این تکان‌ها را)

( غرببانه ز خانه‌ی مولا
رود بیرون جنازه‌ی زهرا)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه میثم مطیعی فاطمیه(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه فاطمیه(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های فاطمیه(فاطمیه)

محبوب ترین‌های میثم مطیعی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد