نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای که شجاعت آورد چهره به خاک پای تو بسته به خانه تا به کی دست گره گشای تو همچو جنین گرفتهای زانوی غصه در بغل خیز و ببین چه میکشد همسر با وفای تو من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان قال و مقال عالمی میکشم از برای تو لحظه به لحظه میبرم بار غمت به دوش دل کوچه به کوچه میکنم جان سپر بلای تو گرچه قدم دو تا شده، تیغ نبرد ما شده گریهی های های من نالهی بیصدای تو تا نشود به موج غم، یک سر موی از تو کم گام به گام و دم به دم محسن و من فدای تو دستم اگر شکسته شد در ره یاریات چه غم باش که دارم آرزو سر شکنم به پای تو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد