مباد کوبه ی در را کسی به در بزند
میثم مطیعیپسندیدن7
بازدید2.6K
مباد کوبه ی در را کسی به در بزند چنان که نعرهی آن شعله بر جگر بزند در انتظار نشسته ست پشت در هیزم که با اشاره ای آتش به خشک و تر بزند به غیر خانه ی بانو کجاست در این شهر که جبرییل به آن لحظه سر بزند به قصد ضربه به او، تازیانه بالا رفت فرشته ها همه گفتند : وای اگر بزند ... خدا کند که نبینند کودکان علی مقابل همگان دست بر کمر بزند اگرچه بال و پرش را شکسته اند ولی شده مجاب که در عرش بال و پر بزند