
من ذبیحِ امامی کریمم سینه سرخ از بلایی عظیمم لشگری بر سرم ریخت بر زمین، پیکرم ریخت تیغ و سرنیزه دور و برم ریخت غرقِ خون، تکّههای پَرم ریخت غربتِ تو، مضطرم کرد دستِ گلچین، پَرپَرم کرد (ای عمو جان)2 *** پهلویم، نیزهای بیهوا خورد ماهِ زَخمیّت اُفتاد و پا خورد ای عمو، زیرِ شمشیر شکلِ من، کرده تغییر آه از این استخوانِ گلو گیر زخمِ پهلوی من، میکِشد تیر کن حلالم، زیرِ مَرکب پیکرم شد، نا مرتّب (ای عمو جان)2 *** زیرِ پا رفته پاشیده گشتم چون عقیقی، تراشیده گشتم شاخ و بَرگم، بُریده است ماندنِ من، بعید است نعلِ اسبی که رویم دویده است صورتم را، پُر ابرو کِشیده است ای عمو، تا حجلۀ بَخت بُردنِ من، میشود سخت (ای عمو جان)2 ***