
میان میدان چه شوری افکند طنینِ اَحلی مِنَ العَسَل به شوق درکِ، شهادت این گل گشوده آغوش سوی اجل فدای شورَش، فدای عزمش که آفرین گفت، حسن به رزمش 2 دارد به دستش، تیغ اجل را بنگر دلیرِ، جنگ جمل را "سالار زینب" *** سلام یاسین، سلام طاها به ماهِ بر روی نیزه ها سلام حیدر، سلام زهرا به سینهزنهای عاشورا نوایی از عرش، در عالمین است نوای نُوحُوا عَلَی الحُسین است 2 ما سربازانِ کربلا هستیم عهد و پیمان با ثارالله بستیم "سالار زینب" *** چه نوجوان ها، که مثل قاسم به سینه دارند شوقی دیرین و در دل خود، به لطف مولا نصیبشان شد مرگی شیرین شهید عزم و اراده هستند شبیه ابن جُناده هستند 2 این نوجوانان، مرد تمامند فهمیده های، راه امامند "سالار زینب" ***