
فریاد یا محمدا قاسم من گشته فدا با دوچشم گریان، دارم آهی سوزان گشته دُرّ یتیمم به خون غلتان آه غم شد نوای دل من شد روان ناله های دل من كشته شد مجتبای دل من فریاد یا محمدا قاسم من گشته فدا از رخ گلگونش، شد دلم محزونش مانده بر پای هر مركبی خونش پیش این ماه در خون تپیده بر لب خسته ام جان رسیده چه شده این چنین قد كشیده فریا یا محمدا قاسم من گشته فدا