
قسم به جانبازی اهل ایمان به دستِ عطای کریمان به بارانِ اشک یتیمان حسین تنهاست الله الله عطر و بوی مجتبی آمد از راه قاسم میرود به سمت قربانگاه چه ماجراییست بلای اعظم عجب بلاییست بلای اعظم عمو اگر لشکر آمد به سویم اگر بسته شد ره به رویم برآورده شد آرزویم عشقِ زینب مَن اَهلی مِنَ العسل دارم بر لب بر تن مانده جای پاهای مَرکب به دست و پایم حنای خون است به قامت من ردای خون است اگر رفته تاب و توانم شکسته اگر استخوانم غمی که زد آتش به جانم غمِ زهراست، غمِ زهراست آوا دارم ارثیه ز مادرم زهرا دارم بر لب ذکرِ روضهی بابا دارم به ماتم او نشستهام من به یاد کوچه شکستهام من