من حسینم که جهان واله و حیران من است ابر و باد و مه و خورشید به فرمان من است جد من احمد مختار قریشی نسب است پدرم حیدر کرار امیر عرب است مادرم فاطمه خود خلقتتان را سبب است از ازل عشق خدا در رگ و در خون من است آدم از حضرت آدم شده مدیون من است (اباعبدالله اباعبدالله...)۴ آن دمی را که دمد صور علم دست من است دادگاهی که به پا هست قلم دست من است حکم آزادی و تبعید امم دست من است هر که بگریست به زهرا به علی میبخشم هر که شد اهل تبریٰ به علی می بخشم همه جا زینب کبری به حسین مینازد مصطفی در صف محشر به حسین مینازد مرتضی ساقی کوثر به حسین مینازد فاطمه ام ابیها به حسین مینازد ابر بر اشک عزادار حسین مینازد فرش بر جلوۀ رخسار حسین مینازد قبر شش گوشه به زوار حسین مینازد کربلا هم به علمدار حسین مینازد بعد صد سال اگر سر قبرم گذری من کفن پاره کنم زندگی از سر گیرم بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنۀ آب فرات ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا