
ما را نسیم پرچم تو زنده میکند زخمیست دل که مرحم تو زنده میکند خشکیده بود چند صباحی قنات اشک این چشمه را ولی غم تو زنده میکند اباعبدالله آه ای قتیل اشک! نفس های مرده را شور تو روضه و غم تو زنده میکند ای خون بهای عشق! چه خوش گفت پیر ما: اسلام را محرم تو زنده میکند ما با غذای نذریتان رشد کردهایم جان را عطای حاتم تو زنده میکند اباعبدالله من حسینم که جهان واله و حیران من است جد من احمد مختار قریشی نسب است پدرم حیدر کرار امیر عرب است مادرم فاطمه خود خلقت تو را سبب است اباعبدالله لحظه ای را که دمد صور علم دست من است دادگاهی که به پا هست قلم دست من است حکم آزادی و تعدیل عمر دست من است هرکه بگریست به زهرا به علی میبخشم هرکه شد اهل تولا به علی میبخشم اباعبدالله عرش بر جلوه رخسار حسین مینازد ابر بر اشک عزادار حسین مینازد قبر شش گوشه به زوار حسین مینازد کربلا هم به علمدار حسین مینازد بعد صد سال و اگر سر قبرم گذری من کفن پاره کنم زندگی از سر گیرم بر مشامم میرسد هرلحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنه آب فرات ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا