
ای سری که سر نی، منزل و مأوای تو شد زینت دوش نبی بودی و نی جای تو شد سر تو بر سر نی بود و تنت روی زمین طوطیا از سم مرکب، همه اعضای تو شد (حسین, حسین, حسین)۳ آیه آیه شدهای مصحف صدپارهی من هدف سنگ جفا صورت زیبای تو شد دشمنت کشت و ولی، نور تو خاموش نشد کوفه زیر و زبر از صوت دلآرای تو شد (حسین، حسین، حسین)۳ تو روی نیزه به لب، آیهی قرآن خواندی شهر مبهوت و از ان،آیهی گیرای تو شد کوفه تا شام تو را محو تماشا گشتم میروی و دل من آهوی صحرای تو شد (حسین, حسین, حسین)۳ بارها از روی نی، روی زمین افتادی شهر آذین شد و سرگرم تماشای تو شد وای از مجلس نامحرم و از تشت طلا خیزران بود که لب تشنهی لبهای تو شد (حسین، حسین، حسین)۳