تصویر سید محمدرضا نوشه‌ور - مانند ابری که نم باران ندارد

مانند ابری که نم باران ندارد

[ سید محمدرضا نوشه‌ور ]
مانند اَبری که نم باران ندارد 
من خشک‌سالیِ دلم پایان ندارد 

دیروز خیلی گریه کردن را بلد بود
چشمم توان قبل را الان ندارد

من با فراقت دائما سرگرم هستم
این بی‌نوا کاری به این و آن ندارد

بیماری عشاق زخمی لاعلاج است
دردی که هرگز نسخه‌ی درمان ندارد

عمر زلیخا پای یوسف رفت بر باد
عاشق شدن جز باختن تاوان ندارد
 
من مطمئن هستم که نان شبهه خورده
هر کس به برگشتِ تو اطمینان ندارد

هر بار بد کردیم تو گردن گرفتی
اما به لطف تو کسی اذعان ندارد

باید برای این همه اندوه تو مُرد
باید برایت مُرد دور از جان ندارد

بی‌مصرفم اما فقط بگذار باشم 
ظرف شکسته جا در این دکّان ندارد 

محتاج آغوش تواَم من را بغل کن
فرزندی بی‌بابا سر و سامان ندارد

جانِ همان پهلو‌ شکسته زود برگرد
جانِ گلی که روح در گلدان ندارد

طوری لگد زد میخ در پهلو فرو رفت
نامرد بی‌غیرت مگر وجدان ندارد!
****
دری که بوسه‌گه انبیاء عظمی شد 
چگونه بود که با ضربه‌ی لگد وا شد

آهای گریه‌کنان فاطمه بر زمین افتاد
کمک دهید که در بین کوچه دعوا شد 

امان زِ میخ که کج رفت سمت پهلویش
امان زِ در که شکست و بلای زهرا شد

غلاف تیغ یکی و دوتا نه خیلی بود 
چگونه این همه ضربه به دست او جا شد؟ 

پای همین جمله می‌میرم، جوان ننه
إنَّ فلاناً ضَربَ بطن فاطمه 
****
مقتل می‌نویسه که سوزوندن درو 
مقتل می‌نویسه که بردن حیدرو
مقتل می‌نویسه که کشتن مادرو
****
قرارِ من چه کسی بعد تو قرارِ علی‌ست
پس از تو بانوی خانه، که خانه‌دار علی‌ست

تو جسم و جان منی بین قبر خوابیدی
و این مزار، مزارِ تو نه! مزار علی‌ست

پس از تو آنچه سپید است گیسوی حسن است
پس از تو آنچه سیاه است روزگارِ علی است
****
زهرا غذای دیشبمان دست پخت زینب بود 
دُرست مثل خودت دخترت کنار من بود

به شانه‌ی سر تو چند موی سوخته بود 
نه موی سوخته بلکه طنابِ دارِ علی بود
****
امروز شبیه موی تو سوخت آن موی بلند دخترانه 
برخورده به من چرا نبوده برخورد کسی مؤدبانه

در راه شتر تکان نمی‌خورد
خوردم کتکی به این بهانه

من که همه عمر رفته بودم 
تنها به مجالس زنانه 
رفتم وسط شراب‌خانه
****
جا داشت روی شانه‌ی کعبه اباالفضل
جا داشت روی شانه‌ی سقّا رقیه

سنّش اگر کم، هم‌طراز انبیاء بود
مانند زینب آیت‌العظمی رقیه

پا بر مغیلان می‌نهد اما محال است
روی سر موری گذارد پا رقیه

این طفل بی‌آزار را، آزار دادند
زجر بدی را دید در دنیا رقیه

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های سید محمدرضا نوشه‌ور

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد