
آدمی که ضربه خورده از در و دیوار سخت دست بر دیوار میگیرد ولی بسیار سخت وقت چیدن که نباشد شاخه ها خم میشوند بر زمین بگذاشت بارش را، ولی اینبار سخت *نشست فاطمه و گفت فضه من مردم دوید فضه ی بیچاره سوی بانویش بدید بی بی پهلو شکسته ی خود را گرفته در بغل خویش هر دو زانویش* وای من حالا ببین با سینه یا زهرا چه کرد میخ، وقتی میرود بر سینه دیوار، سخت میخ را با چه مکافاتی علی بیرون کشید داغ اگر شد، درمی آید از بدن مسمار، سخت زودتر از دیگران، اطرافیان جان میدهند هر زمان که میشود وضعیت بیمار، سخت وای اگر خوابیده باشی درد بیدارت کند چند ماهی هست زهرا میشود بیدار سخت *من را که میزدند کسی وای هم نگفت* این شب آخر برای تو خودم نان میپزم هر چه هم باشد برای خانه دارت کار، سخت مثل اینکه باید امشب زحمتم را کم کنم میشوم از تو جدا ناچار، بالاجبار، سخت حضرت مشکل گشا حالا به مشکل خورده است غسل زهرا شد برای حیدر کرار، سخت * * * * این شهر بی وفا به علی مرحمت نداشت این داغدیده را نظر تسلیت نداشت ای روزگار قبل جسارت به فاطمه قنفذ در این حکومت غاصب سِمَت نداشت عالم کنار من همه در امنیت ولی زهرا درون خانه من امنیت نداشت *شرمنده ام که خانهی امنی نداشتم* * * * * زندگی بی تو، مرگ در جریانه کار چشم من، اشک بی پایانه حرف بزن با من، حرف بزن آرامش من روز تنهاییم، بدتر از هر روزه بدتر از این درد، زندگیم میسوزه حرف بزن با من، اینه تنها خواهش من کجا میری ای یار دیرینم، خداحافظ خداحافظ عشق شیرینم من میمونم با، خاطرههای تو بمیرم برا پهلوی زخمی خداحافظ بازوی زخمی خداحافظ میخونم تنها، روضه برای تو فاطمه جانم، خداحافظ