نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قربان عاشقی که شهیدان کوی عشق در روز حشر رتبهی او آرزو کنند عباس نامدار که شاهان روزگار از خاک کوی او طلب آبرو کنند (سقای آب بود و لب تشنه جان سپرد)۲ میخواست آب کوثرش اندرگلو کنند (دستش فتاد، خدا داد دست دیگری آنانکه منکرند بگو روبه رو کنند)۲ گر دست او نه دست خدایییست پس چرا از شاه تا گدا همه رو سوی او کنند درگاه او چو قبله ارباب حاجت است باب الحوائجش همه جا گفتوگو کنند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد