نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فرقی نداره دیگه روز و شبش یکی دو روزه خیلی خُشکه لبش یه کاری کردیم ولی فایده نداشت یه ذره هم پایین نیومد تَبش تکون میدن بچهها گهوارهشو پاک میکنن خونِ لب پارهشو عمههاش اومدن کنار رباب آروم کنن مادر بیچارهشو حالشو هی دیدم و غصه خوردم یه جوری ناله میزنه که مُردم حسین! بیا قنداقشو بغل کن به خدا بعد خدا اونو به تو سپردم قنداقشو بگیر نگاهش کنی صورت نازشو نوازش کنی یه وقت غرور زینب و نشکنی یه وقت نری از اینا خواهش کنی یه لحظه صَبر کن سرشو ببوسم گونههای لاغرشو ببوسم مراقب سفیدی گلوش باش چون که نشد حنجرشو ببوسم (علی داره تو رو صدا میزنه آتیش به قلب بچهها میزنه مراقب تیرای حرمله باش حرمله خیلی بیهوا میزنه)2 از قفس سینه دلم کَنده شد دوباره سهم گریههات خنده شد هرکی پِی آب واسهی علی رفت (یه جوری از رباب شرمنده شد)2
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد