نظرات
1 نظر ثبت شده

محبوبه کریمی خوشحال کاربر
خیلی عالی بود.واقعأ کار راه اندازین
۳ مرداد ۱۴۰۲

ببینید ببینید، گلم رنگ ندارد اگر آمده میدان، سر جنگ ندارد مگو آب مگو آب، عمو نیست عمو نیست جوابت ای علی جان، به جز تیر عدو نیست ترکِ روی لبت، آیهی قرآن رباب مثل قرص قمری، زینت دامان رباب چه کنم تا کمی بهتر بشود لبهایت؟ میچکد روی لبت اشک دو چشمان رباب سینهام شیر ندارد، پسرم چنگ مزن آه بازی مکن اینقد تو با جان رباب پابرهنه پسرم، خیمه به خیمه گشتم قطرهای آب نبود، ای گل ریحان رباب رفتی و پشت تو یاران یوسف خواندن کاش سیراب بیایی تو به کنعان رباب پدر تو به سپاهی سر تو رو زده است تا خجالت نکشد از دل سوزان رباب تیر خوردی، وسط خیمه زمین خوردم من بعد از این گریه شود، روزی چشمان رباب عاقبت بر جگرم حرمله زهرش را ریخت وای بر آن دل بی سر و سامان رباب این زمین خوردن من، دست خودم نیست علی سر تو خورده زمین، زانوی لرزان رباب سر هر کوچه به لالایی من خندیدند کودکی نیست دگر، بر روی دستان رباب حرمله خیر نبینی، گل من نارس بود تیر سه شعبه نمیخواست، نسیمی بس بود
1 نظر ثبت شده

خیلی عالی بود.واقعأ کار راه اندازین