نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

فدای پیرهن چاکِ ماهرویان باد هزار جامهی تقوا و خرقهی پرهیز خراب و خسته آمدم رحمی که نیست غیر ولای تو هیچ دستآویز * * * * به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کنم بهارِ توبهشکن میرسد چه چاره کنم؟ سخن درست بگویم نمیتوانم دید که مِی خورند حریفان و من نِظاره کنم * * * * شاه شمشادقدان، خسرو شیریندهنان که به مژگان شکند قلب همه صفشکنان * * * * دل سراپردهٔ محبّت اوست دیده آیینهدارِ طلعت اوست گر من آلودهدامنم نه عجب همه عالم گواهِ عصمت اوست * * * * من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان قال و مقال عالَمی میکشم از برای تو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد