چگونه شکر بگویم که بنده نوکرتانم
حاج مجتبی روشن روانپسندیدن0
بازدید2.5K
چگونه شکر بگویم که بنده نوکرتانم همیشه سائلِ فیضِ عظیم محضرتانم تمام سال گدای کنار معبرتانم غلامِ لطفِ لطیف نگاه مادرتانم ستارههای هدایت، موالیان کرامت! شما و لطف و عنایت، من و هراس قیامت شما ولیِ خدا، من شکستهی غمتانم شما دلیل شفا، من مریضِ یک دَمتانم شما نسیم صفا، من غبار مقدمتانم شما امیر وفا، من اسیر پرچمتانم ز دست عشق شما که زدید شعله به جانم چرا غزل ننویسم؟ چرا ترانه نخوانم؟ درست مثل قناری، قناریِ لبتانم شبیه ماه، گرفتار خلوت شبتانم همیشه مشتریِ روضههای پُر تبتانم چه میشود که ببینم شبی مقرّبتانم؟ همان که اول خلقت اساسنامه نوشته مرا به راه شما، دریده جامه نوشته ***** کی ببینیم همو کجا ببینیم همو متی ترانا نراک کربلا ببینیم همو کی ببینیم همو کجا ببینیم همو بیا به روضهی حسین تاکه ببینیم همو ***** ای کشتهی دور از وطن (ای بیکفن وای) ۳ ای تشنهی صد پاره تن (ارباب من وای) ۳ ***** آه ابیعبدالله آه شاه بی سپاه در یورش آن سپاه بر تو چه گذشت بی یاور و بی پناه بر تو چه گذشت لشگر همه سوی تو هجوم آوردند در گودی قتلگاه بر تو چه گذشت آوای ضعیف العطش میآمد تو بودی و شمر آه بر تو چه گذشت در علقمه دیدند همه اشک تو را هنگام فراق ماه بر تو چه گذشت میسوخت در آخرین نگاهت زینب در شعلهی آن نگاه بر تو چه گذشت