نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

غبارِ یتیمی نشسته رو گونم نوازشگرِ من کجایی کجایی مگه من میزارم تو تنها بمونی تویی که برا من عمو نه، بابایی لبم تشنهی آب، چشام کاسهی خون دلم کوهِ آتش، نگاهم به گودال من آماده باشو، تو فکرِ یه فرصت تو روخاکِ صحرا، داری میری از حال جونم رسید برلب، صدایِ نعلِ مرکب تو صحرا پیچیدو، عمه زینب... ای دادو ای بیداد، از بیکسی فریاد تو که افتادی، عمه هم افتاد ای بی کفن، ای وای دور از وطن، ای وای صد پاره تن، ای وای ای وای... ************ یه لشکر سواره تو رو دوره کردن برا کُشتنِ تو چقد تیر آوردن روی خاکِ غُربت تو رو میکشیدن بمیرم الهی غریب گیر آوردن پیاده نظامِ، یه لشکر به شوقِ غنیمت به سمتِ، تنت می دویدن تویِ این شلوغی، یه بیخیرِ نامرد تو رو پشت و روکرد، همه کِل کشیدن با هر فریاد و تکبیر، تو رو میکردن تکفیر نیزه پشتِ نیزه، تیر پُشتِ تیر تَن و دست و سر خونین، رَگای حنجر خونین دلِ یک مادر خون و خنجر خونین ای بی کفن، ای وای دور از وطن، ای وای صد پاره تن، ای وای ای وای.... *** شعر و سبک از: مجید نصیری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد