نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شیر به زنجیر بود، با غصّه درگیر بود مهمونیِ شامی با سنگِ تکفیر بود سنگِ لب بام بود، خنده و دشنام بود نوحهی لبهاشه الشّام الشّام طعنه و آزار بود، کوچه و بازار بود نوحهی لبهاشه الشّام الشّام نوای کاروان، پناه کودکان علی إبن الحسین، علی إبن الحسین بین دعا گریه، هر شب چرا گریه؟ هِی زیر لب روضه، هِی بیصدا گریه ندیده بود ای کاش گودالو با چشماش لالهها پژمردند ای داد ای داد آتیش و معجرها، گریهی دخترها تازیونه خوردند ای داد ای داد فدای ماتمش، چه جانسوزه غمش علی إبن الحسین، علی إبن الحسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد