
سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا كند كه نباشد سر برادر زینب نه قوتی نه توانی میان آنهمه دشمن نه مرهمی كه نشیند به قلب مضطر زینب به حیرتم زچه عالم به هم نمیپاشد به روی نیزه نشسته تمام باور زینب نمانده تن كه نلرزد، نمانده دل كه نسوزد مگر ز قتلگه آید صدای مادر زینب نه مركبی، نه ركابی، امان ز ناقۀ عریان چرا دوباره نیامد امید لشگر زینب ***