نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سردار قد رشید، ابالفضلِ مرتضی جاری ترین امید، ابالفضلِ مرتضی با بودنت همیشه به قلب حسین بود هر غصه ناپدید، ابالفضل مرتضی آغاز رفتن تو و زینب، پس از حسین غیر از بلا ندیده ابالفضل مرتضی (چندین هزار تیر به سویت روانه شد)۲ زخمی ترین شهید، ابالفضل مرتضی تو غرق خون و زینب خسته در اضطراب فریاد میکشید، ابالفضل مرتضی آمد کنار نعش شریفت حسین و گفت: دیگر قدم خمید، ابالفضل مرتضی (در حیرتم چگونه در این معرکه عدو)۲ دست تو را برید، ابا لفضل مرتضی آواز العطَش ز دل خیمهها به تو آیا نمیرسید، ابالفضل مرتضی؟ آقا خمیده آمد و خسته عمود را از خیمهات کشید، ابالفضل مرتضی وقتی به خاک مثل قدَت خیمه اوفتاد رنگ همه پرید، ابالفضل مرتضی طفلی به ناله گفت به صحرای بیکسی: إنی أنا البعید، ابالفضل مرتضی (بر طاق عرش حضرت زهرا نوشته است)۲ (بالاترین شهید، ابالفضل مرتضی)۲ (جان همه فدای تو سردارِ علقمه)۲ (بر ما نگاه مرحمتی، جانِ فاطمه)۲
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد