نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رخسار تو را مهر جهان تاب ندارد با تو شب ما حاجت مهتاب ندارد بیداردلانیم كه در حسرت رویت شب تا به سحر دیده ی ما خواب ندارد سر حد جنون اول فرزانگی ماست كس در قدح اینگونه می ناب ندارد هرگز نهراسیم ز تهدید رقیبان دلداده ی تو خوف ز ارعاب ندارد درمانده تر از خیل گدایان جهان است شاهی كه توسل به تو ارباب ندارد گلزار جهان با همه ی حسن و لطافت بی لطف تو یك غنچه ی شاداب ندارد آداب خرابات ندانیم كدام است در مذهب ما سوختن آداب ندارد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد