نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دو خط احکام یادش بده اسلام یادش بده که بدونه تشنهلب سر نَبُره دو خط احکام یادش بده، اسلام یادش بده که جلو چشای مادر نَبُره منو عذاب میده، به اسبش آب میده تو رو صدا که میزنم، شمر جواب میده تازه نفس اومد، خود شَبَث اومد یه پیرمرد بیحیا عصا به دست اومد حسینِ مظلومم... زینبو کاش یادت نره، داداش یادت نره که از این قافله، چشم برنداری زینبو کاش یادت نره، داداش یادت نره دست و پا نزن که مادر نداری عرشو به هم میریخت، غصه و غم میریخت خون ابالفضل روی پَرِ عَلَم، میریخت نگاه به خاک میکرد، منو هلاک میکرد با پیرهن کهنهی تو، دِشنهشو پاک میکرد حسین آه... نفسش باز بند اومده، ای زجر، زجرش نده بچه که بترسه، لکنت میگیره نفسش باز بند اومده، ای زجر، زجرش نده عمه واسه تن زخمیت میمیره پاهاش تَرَک خورده، چوب فَلَک خورده جلو چشای بچهها، خیلی کتک خورده تنش سیاه میشه، گریه به راه میشه اگه یه کم نازش بدید، مگه گناه میشه حسین مظلومم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد