
دلمون شعله ور از روضه رباب شده روضه ای که دل ماهیا براش کباب شده روضه اون مادری که براش دیدن آب عذاب شده میره و به غنچه روی نی نگاهشه اونیام که تیر و زد تموم راه همراهشه دلواپس افتادن سر کوچیک طفل بیگناهشه دیگه از بعد حسین زیر سایه نمیره توی آغوشش یه قنداق خیالی میگیره با نیزهدار همسفره روزی هزار بار پای نیزه میمیره ***