نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلم میخواست منم که هفت سالم شد اول مهر دست تو را بگیرم چیز زیادی که آخه نخواستم بابای سر بلند سر به زیرم تو مثل شیشهی یه عطر خوش بو شکستی و یه شهر معطر شده عطر سرت پیچیده توی شهرم سر تو از همه سرا سر شده هر جا میرم اسم تو رو میارم صدامو میشنوی بابای مردم از این به بعد سرم همیشه بالاست الهی که دور سرت بگردم آهای اونایی که همش میگفتین اینا فقط میرن که پول بگیرن پول اگه اندازهی جون میارزه چرا بابا هاش شما نمیرن با ما دیگه بابا غریبه نیستن همه دیگه خیلی مارو دوست دارن بخاطرِ غرور توی چشمات چه احترامی که
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد