از عطش مستی و در سینه شرر داری تو
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن3
بازدید2.5K
از عطش مستی و در سینه شرر داری تو ... گریه سر کرده ای و حال دگر داری تو ... ظاهرا دست تو بسته است در این قنداقه ... اما عزیزدلم بال وا کرده ای و عزم سفر داری تو ... سر کشیدی که ببینند و گلو را بزنند ... ای جگر گوشه ی من بس که جگر داری تو ... بی زره آمده ای حیدر در گهواره ... نه به کف تیغ گرفتی ، نه سپر داری تو ... بچه ها دست بابا خونی شده ... گمونم شیر خواره قربونی شده ... عباشو طوری رو اصغر کشیده ... گمونم خیلی خجالت کشیده ... مظلوم حسین ... غریب حسین ... بی کس حسین ... تنها حسین ... ابی عبدالله ... یکه و تنها ... در صف اعداء ... عصر عاشورا ... به ما روا حاجات ما ... یاری نما رهبر ما ... ما را رسان به کربلا ... ما را رسان به شهدا ... یا ابالفضل ... ای بی دست ... ابی عبدالله ...