نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خنده بر لب داشت آن خونین دهن با پدر گردید سرگرم سخن كای پدر لبخند من از وصل اوست پیش تیرِ دوست خندیدن نكوست شیرخوارم شیر از داور گرفت جای در آغوش پیغمبر گرفت شیر نوشیدم ز تیر و از برت پر زدم تا روی دست مادرت تا پیامت را برم بر نزد او هرچه می خواهد دل تنگت بگو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد